مرتضى راوندى

472

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بتدريج ، در سراشيبى سقوط افتاد و در نتيجهء سهل‌انگارى و فساد و رشوه‌خوارى ، آثار شكست و تباهى آشكار گرديد . فردوسى طوسى هزار سال پيش ، علل و عوامل سقوط اجتماعى و اقتصادى را چنين توصيف مىكند : سر تخت شاهان بپيچد سه كار * نخستين ز بيدادگر شهريار دوم آنكه بيمايه را بركشد * زمرد هنرمند برتر كشد سه ديگر كه با گنج خويشى كند * به دينار كوشد كه پيشى كند كجا گنج دهقان بود گنج اوست * و گر چند بر كوشش و رنج اوست . « 1 » « در عهد شاه عباس ، كوششى به منظور پديد آوردن اساس واحد پول نيز در سراسر كشور ، به عمل آمد و واحد جديد پول « عباسى » ناميده مىشد ، و مىبايست يك مثقال ( 6 / 4 گرم ) نقره داشته باشد و معادل دويست دينار بود . يك تومان مساوى بود با ده هزار دينار يا پنجاه عباسى . اگر به ياد آوريم كه در عهد غازان خان ، يعنى آغاز قرن 14 ميلادى ، يك دينار قريب سه مثقال نقره ، و در قرن هفدهم سه عباسى يعنى ششصد دينار هم سه مثقال نقره داشت ، واضح مىشود ، كه در عرض مدت سيصد و اندى سال ، بهاى دينار ششصد بار تقليل يافته بود . بارى ، دولت شاه عباس موفق نشد پول واحدى در سراسر كشور رايج سازد . در قرن هفدهم ، سكه‌هاى مختلف كه ارزش متفاوت داشت و از آن جمله پول عثمانى و كشورهاى اروپايى ، بموازات عباسى ، در ايران رايج و نرخ آنها نيز در نواحى مختلف متغير بود . » « 2 » پول رايج ايران در عهد صفويه « پول رايج ايران ، به علت ركود تجارت و اشكال حمل مبالغ بسيار از مسكوك ، رواج چندانى نداشت . ضرب سكه‌هاى طلا كه از حيث وزن سبك و از لحاظ قيمت سنگين بود ، جز در موارد پراهميت صورت نمىگرفت . سكه‌هاى طلاى خارجى كه به ايران مىآمد سكه‌هاى « ونيسى » بود كه يحتمل ، در مقابل ابريشم صادراتى ، توسط تجار ارمنى ، پرداخته مىشد . پول رايج نقره ، بر اثر قلب كارى ، لطمه مىخورد و از ارزش آن مىكاست ( كمپفر در صفحهء 53 مىگويد . . . در سال 1684 ، از سى هزار تومان سپردهء موجود در خزانه ، فقط سيصد تومان آن درست و كامل بود . در نوامبر 1685 ، پول رايج ملغى گرديد و از جريان افتاد و بجاى آن رئيس ضرابخانه پولى قلب و كم‌ارز به جريان گذارد و در نتيجه ، به فرمان شاه ، ميل در ديدهء وى كشيدند . ) وجوهى كه به خزانهء سلطنتى ريخته مىشد باقى مىماند و بدشوارى از نو به بازار مىآمد و بجريان گذارده مىشد . شاردن ( در ج 5 ، ص 429 ) خزانه را چنين توصيف مىكند : « ورطه‌اى است بىانتها زيرا همه‌چيز در آن فرو مىرود و از آن بدشوارى چيزى خارج مىشود . « راجع به گردآورى و انباشتن پول توسط مردم عادى ، مثالى برجسته و مهم بيان كرديم و گفتيم كه تاجرى در خانهء خود 14 كيسه زر عباسى اندوخته بود . رباخواران و صرافان هندى بخصوص ، مسؤول خارج شدن سكه‌هاى پرعيار از جريان و دادوستد بشمارند . » « 3 »

--> ( 1 ) . ر ك : سياست و اقتصاد عصر صفوى پيشين . ص 261 - 260 . ( 2 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم . پيشين . ص 524 . ( 3 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، پيشين [ متن و حاشيه ] ص 44 - 43 .